ایران ۲۰۲۶: خیزش. بدون ترس. بدون بمب.

حاکمیت ایران در بن‌بست کامل است؛ چون ارعاب، آخرین اهرم قدرتش، دیگر کارساز نیست. از زمانی که خیزش از بازار بزرگ تهران آغاز شد، بیش از ۲۰ نفر در اقصی‌نقاط کشور -حتی دورافتاده‌ترین مناطق- جان باخته‌اند و ده‌ها نفر زخمی شده‌اند.

خشونتِ اعمال شده به دستور مستقیم علی خامنه‌ای است. جناح تندرو مطیع است اما شهروندان دیگر نمی‌ترسند. قیام مردم وارد مرحله‌ای بی‌سابقه شده است: جوانان، در خط مقدم، با دستان خالی در برابر نیروهای سرکوب می‌ایستند. اکنون این رویارویی، به یک بازخواست اخلاقی بدل شده است؛ آینه‌ای رو‌به‌روی قدرت و مجریان آن. یک معترض با صورت ساچمه‌خورده و خون‌آلود رو به دوربین می‌گوید:

«من دشمن تو نیستم؛ من هم مثل توام؛ نه اغتشاشگرم، نه تجزیه‌طلب و نه جاسوسِ دشمن.»

این خیزشْ نه آشوب است، نه توطئه‌ی خارجی و نه بحرانی مقطعی. حاصلِ فرسودگیِ کامل در برابر خودکامگی، فساد، و مصادره‌ی آزادی، آگاهی و آینده‌ی ایرانیان است. این حاکمیت نه راه‌حلی دارد و نه چشم‌اندازی؛ تنها چیزی که برایش مانده، باتوم و سرکوب است.
انجمن محسن هشترودی در کنار جوانان ایران -دانشجویان، دانشگاهیان و شهروندان- ایستاده است؛ آنان که خواهان تغییر، پایان حاکمیت ولایت فقیه و پایان خشونتی هستند که به نظام سیاسی بدل شده است.

مرگ بس است، جان‌های فداشده بس است.

نه سرکوب داخلی، نه مداخله‌ی خارجی، نه قیّم‌های خودخوانده. دموکراسی یکباره از آسمان فرود نمی‌آید، بلکه باید آن را به‌دست آورد -به بهای گزاف. مردم ایران به‌خوبی می‌دانند که سرنوشتشان فقط به دست خودشان رقم خواهد خورد. حاکمیت به بن‌بست رسیده است، چون در برابرش نسلی ایستاده که عقب نمی‌نشیند.

S’abonner
Notification pour
guest
نام و نام خانوادگی
آدرس ایمیل

0 نظرات
Le plus ancien
Le plus récent
Commentaires en ligne
Afficher tous les commentaires